جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قلههای بلند کوه با برف پوشیده شده بود.
زیاد, بالا
او تب بالا داشت و نیاز داشت به پزشک مراجعه کند.
بالا, برتر
او در سلسله مراتب شرکت یک موقعیت بالا دارد.
آواز پرنده یک زیرایی بلند و ملودیک داشت.
شادمان, هیجان زده
تیم پس از پیروزی غیرمنتظرهشان پر از هیجان بود.
مست, های
او پس از مست شدن به طور غیرعادی پرحرف و پرانرژی احساس میکرد.
تند, فساد
بوی تند گوشت به وضوح نشان داد که فاسد شده بود.
عالی, برتر
موزه هنر عالی از نقاشان معروف را به نمایش گذاشت.
بالا, مثبت
او نظر بالایی نسبت به تواناییهایش داشت.
بالا, اوج
ریویرا در فصل پیک با جشنوارهها، رویدادها و یک شبزندهداری پرجنبوجوش زنده میشود.
در بالای, بهسمت بالا
پرندگان قبل از فرود آمدن روی سقف، بالا در هوا دور میزدند.
ماشین لوکس به دلیل ویژگیهای پیشرفته و مواد اولیه مرغوب، با قیمت بالا قیمتگذاری شده بود.
بلند
صدا در سالن خالی بلند طنین انداز شد.
بلند
او در حرفهاش بالا هدف میگیرد، امیدوار است که یک روز مدیرعامل شود.
دبیرستان
او از دبیرستان با افتخار فارغالتحصیل شد و به تحصیل در رشته مهندسی ادامه داد.
برنده شدن جایزه اوج حرفه او بود.
او برای رانندگی در بزرگراه به دنده بالا تغییر داد.
بلندی, قله
ما به موقع به بلندی رسیدیم تا غروب آفتاب را بگیریم.
مستی, نشئگی
پس از مصرف ماده، او حالی را تجربه کرد که ساعتها طول کشید.
او هنوز در اوج خوشحالی از ارتقای شغلی خود بود.
اوج, حداکثر
دمای امروز به حداکثر 35 درجه سانتیگراد رسید.
منطقه پرفشار, پرفشار
یک پرفشار بر روی منطقه آسمان صاف به همراه آورد.
درخت واژگانی



























