جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fusty
01
منسوخ, کهنه
outdated and lacking in freshness or modernity
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
fustiest
شکل تفضیلی
fustier
درجهپذیر
مثالها
His fusty viewpoints on technology showed he was resistant to change and new ideas.
نگاههای منسوخ او به فناوری نشان میداد که در برابر تغییر و ایدههای جدید مقاوم است.



























