جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fiercely
01
با خشونت, به طور وحشیانه
in a wild, aggressive, or violent manner
مثالها
The two men argued fiercely, nearly coming to blows.
دو مرد با خشونت بحث کردند، تقریباً به کتککاری رسیدند.
مثالها
Flames fiercely engulfed the entire building.
شعلهها با خشونت تمام ساختمان را دربرگرفتند.
درخت واژگانی
fiercely
fierce



























