جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fiercely
01
با خشونت, به طور وحشیانه
in a wild, aggressive, or violent manner
اطلاعات دستوری
مثالها
The animal fought fiercely to escape the trap.
حیوان برای فرار از تله با خشونت جنگید.
مثالها
The storm struck the coast fiercely, tearing off roofs.
طوفان ساحل را با شدت کوبید، سقفها را کند.
درخت واژگانی
fiercely
fierce



























