جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
amusing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most amusing
شکل تفضیلی
more amusing
درجهپذیر
حوزه
entertainment, emotion, cognition
مثالها
The amusing antics of the clown made the children laugh uncontrollably.
حرکات خندهدار دلقک بچهها را به خندهای بیاختیار انداخت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
amusingly
amusing
amuse



























