جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to exist
01
وجود داشتن
to have actual presence or reality, even if no one is thinking about it or noticing it
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
exist
سومشخص مفرد
exists
وجه وصفی حال
existing
گذشته ساده
existed
اسم مفعول
existed
مثالها
The ancient ruins exist as a testament to past civilizations.
ویرانههای باستانی به عنوان گواهی بر تمدنهای گذشته وجود دارند.
مثالها
The survivors exist on limited resources while rebuilding their lives.
بازماندگان با منابع محدود زندگی میکنند در حالی که زندگی خود را بازسازی میکنند.
درخت واژگانی
coexist
existence
existent
exist



























