ensue
en
ɛn
اِن
sue
su:
سو
/ɛnsjˈuː/

تعریف و معنی "ensue"در زبان انگلیسی

to ensue
01

در پی چیزی آمدن, به دنبال آمدن

to happen following something or as a result of it
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
ensue
سوم‌شخص مفرد
ensues
وجه وصفی حال
ensuing
گذشته ساده
ensued
اسم مفعول
ensued
مثال‌ها
The chaos that ensued from the power outage disrupted the entire event.
هرج و مرجی که به دنبال قطع برق آمد، کل رویداد را مختل کرد.

درخت واژگانی

ensuant
ensuing
ensue
sue
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه