جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to enslave
01
به بردگی گرفتن, برده کردن
to force someone into a condition of forced labor or work
Transitive: to enslave sb
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
enslave
سومشخص مفرد
enslaves
وجه وصفی حال
enslaving
گذشته ساده
enslaved
اسم مفعول
enslaved
مثالها
The conquerors sought to enslave the local population to work on plantations.
فاتحان به دنبال برده کردن جمعیت محلی برای کار در مزارع بودند.



























