جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آتشنشانها با یک عروسک تمرین کردند تا نجات را تمرین کنند.
وقتی دستورالعملها را اشتباه فهمید، احساس کرد یک احمق است.
مانکن, فشنگ تمرینی
مربی با استفاده از یک مانکن روش ایمنی را نشان داد.
اصطلاح "لال" زمانی برای توصیف کسی که نمیتوانست صحبت کند استفاده میشد.
دامی (بریج)
کارتهای دومی بعد از بازی اولین کارت در یک بازی بریج آشکار میشوند.
بچه پستانک را انداخت و شروع به گریه کرد تا اینکه آن را پس دادند.
کلمه پوچ, جایگزین دستوری
"There" در "There is a book on the table" به عنوان یک موضوع جعلی عمل میکند.
ماکت, نمونه اولیه
چاپگر یک ماکت برای نمایش طرح کتاب ایجاد کرد.
بازیکن از یک حقه برای فریب حریفش و گل زدن استفاده کرد.
ایجاد ماکت, ایجاد نمونه اولیه
ناشر قبل از ارسال برای تأیید نهایی، کتاب را ماکت زد.
جعلی, غیر واقعی
دوربین امنیتی جعلی برای جلوگیری از سرقت نصب شده بود، اگرچه در واقع هیچ فیلمی ضبط نکرد.



























