جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
diverging
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most diverging
شکل تفضیلی
more diverging
درجهپذیر
مثالها
The company's goals became diverging, with each department focusing on separate targets.
اهداف شرکت واگرا شدند، به طوری که هر بخش بر اهداف جداگانه ای تمرکز کرد.
درخت واژگانی
diverging
diverge



























