جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قرار (عاشقانه), قرار ملاقات
او از قرار خود با او در رستوران ایتالیایی جدید هیجان زده بود.
من باید تقویمم را بررسی کنم تا ببینم آیا در آن تاریخ آزاد هستم.
دوستپسر/دختر
او با دیت خود به جشن فارغالتحصیلی رفت و لباس زیبا و گل سینه پوشید.
خرما
من عاشق طعم شیرین و کاراملی خرما تازه هستم.
تاریخ
تاریخ رویداد برای ماه آینده تعیین شده است.
زمان حال
تا این تاریخ، گزارش هنوز ناقص است.
تاریخ مناسبتی
تاریخ جلسه به جمعه موکول شد.
دوست شدن (عاشقانه), قرار گذاشتن (عاشقانه)
او از او خواست که در روز ولنتاین با او دورهمی داشته باشد.
کشف کردن, دست یافتن
باستانشناسان از تاریخگذاری کربنی برای تعیین تاریخ آثار باستانی استفاده کردند.
با تاریخ مشخص کردن
لطفاً فرم را در بالا تاریخ بزنید قبل از ارسال.
در رابطه بودن
آنها بعد از ملاقات در یک مهمانی دوست شروع به دورهمی کردند.
درخت واژگانی



























