جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Carillon
01
کاریلون, سامانه ناقوسها
a musical installation composed of multiple tuned bells, typically arranged in a tower and sounded via a clavier or automated mechanism
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
carillons
مثالها
Each Sunday morning, the church's carillon chimed the quarter hours across the village.
هر یکشنبه صبح، کاریلون کلیسا ربعساعتها را در سراسر روستا به صدا درمیآورد.
02
یک ترکیب ملودیک که به طور ویژه برای اجرا روی کاریلون ساخته شده است, یک قطعه ملودیک که به طور خاص برای اجرا روی کاریلون خلق شده است
a melodic composition specially crafted for performance on a carillon
مثالها
At dawn, he delivered a serene carillon of hymns to welcome the summer solstice.
در سپیده دم، او یک کاریلون آرام از سرودها را برای خوش آمد گویی به انقلاب تابستانی اجرا کرد.



























