جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
brightly
01
به روشنی
in a manner that emits a strong or intense light
مثالها
The stars shone brightly in the clear night sky.
ستارهها در آسمان شب صاف درخشان میدرخشیدند.
02
هوشمندانه, با ذکاوت
in a smart and quick-thinking way
مثالها
The debate team argued their points brightly and persuasively.
تیم مناظره نکات خود را به طور هوشمندانه و متقاعدکننده ای بیان کرد.
مثالها
She greeted everyone brightly as she entered the room.
او با شادمانی به همه سلام کرد وقتی که وارد اتاق شد.
درخت واژگانی
brightly
bright



























