جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
affordably
01
مقرون به صرفه, با قیمت مناسب
within one's financial means
مثالها
They managed to travel affordably by booking in advance.
آنها توانستند با رزرو زودهنگام مقرونبهصرفه سفر کنند.
درخت واژگانی
affordably
affordable
afford



























