جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vigorously
01
با انرژی, با قدرت
with a lot of physical energy or effort
مثالها
He nodded vigorously in agreement.
او با شدت سرش را به نشانه موافقت تکان داد.
مثالها
The lawyer argued the case vigorously.
وکیل پرونده را با قدرت دفاع کرد.
مثالها
Grass sprouted vigorously after the spring rains.
چمن پس از بارانهای بهاری با شدت رویید.
درخت واژگانی
vigorously
vigorous
vigor



























