جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vapid
01
بیمزه, ملال
dull in flavor
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most vapid
شکل تفضیلی
more vapid
درجهپذیر
حوزه
flavor, taste, experience
مثالها
The soup was vapid, tasting like warm water with vegetables.
سوپ بیمزه بود، طعمش مثل آب گرم با سبزیجات بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
vapidly
vapidness
vapid



























