جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vapid
01
بیمزه, ملال
dull in flavor
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most vapid
شکل تفضیلی
more vapid
درجهپذیر
مثالها
He took a sip of the vapid tea and grimaced.
او یک جرعه از چای بیمزه نوشید و چهره در هم کشید.
درخت واژگانی
vapidly
vapidness
vapid



























