جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unusual
01
غیر معمول, غیر عادی
not commonly happening or done
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unusual
شکل تفضیلی
more unusual
درجهپذیر
مثالها
The chef uses unusual ingredients in his recipes.
آشپز از مواد غیرمعمول در دستورهای خود استفاده میکند.
درخت واژگانی
unusual
usual



























