جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
thickset
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most thickset
شکل تفضیلی
more thickset
درجهپذیر
حوزه
physique, appearance, strength
مثالها
The thickset linebacker tackled his opponents with unstoppable force.
لاینبکر تنومند حریفان خود را با نیرویی مهارنشدنی به زمین زد.
02
انبوه, فشرده
planted or growing close together
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
thickset
thick
set



























