جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
teenage
01
نوجوان
having the age of thirteen to nineteen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
She is enjoying her teenage years, filled with new experiences and friendships.
او از سالهای نوجوانی خود لذت میبرد، پر از تجربیات و دوستیهای جدید.



























