جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
acned
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most acned
شکل تفضیلی
more acned
درجهپذیر
مثالها
He was often teased for his acned complexion during high school.
او اغلب به خاطر پوست جوش دار اش در دوران دبیرستان مورد تمسخر قرار میگرفت.



























