جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
strange
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
strangest
شکل تفضیلی
stranger
درجهپذیر
مثالها
I saw a strange bird in the park that I've never seen before.
من یک پرنده عجیب در پارک دیدم که قبلاً هرگز ندیده بودم.
مثالها
The strange landscape stretched endlessly, unlike the fields she was used to back home.
منظره عجیب بیپایان کشیده شده بود، برخلاف مزارعی که در خانه به آن عادت داشت.
03
عجیب, غیرمعمول
not in line with one's usual habits, customs, or way of life
مثالها
The customs at the festival were strange to the tourists, who had never experienced anything like it.
آداب و رسوم جشنواره برای گردشگرانی که هرگز چنین چیزی را تجربه نکرده بودند، عجیب بود.
درخت واژگانی
strangely
strangeness
strange



























