جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stout
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stoutest
شکل تفضیلی
stouter
درجهپذیر
مثالها
The stout man lumbered down the street, his heavyset figure moving with determination.
مرد تنومند با قدمهای سنگین در خیابان راه میرفت، هیکل درشتش با عزمی راسخ حرکت میکرد.
02
مستحکم, قوی
reliably strong, solid, or dependable
مثالها
The bridge is stout and can bear heavy loads.
پل مستحکم است و میتواند بارهای سنگین را تحمل کند.
03
قوی (از نظر فیزیکی)
physically strong and tough, able to endure hard work or harsh conditions
مثالها
The stout lumberjack could chop wood for hours without tiring.
چوببر قویهیکل میتوانست ساعتها چوب بزند بدون اینکه خسته شود.
Stout
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
stouts
مثالها
He ordered a pint of stout at the pub.
او یک پینت استاوت در بار سفارش داد.
02
سایز بزرگ, سایز برای افراد سنگین
a clothing size intended for a large or heavy person
مثالها
Clothing labeled stout is meant for broader builds.
لباسهای برچسبخورده ستاوت برای اندامهای پهنتر در نظر گرفته شدهاند.
درخت واژگانی
stoutly
stoutness
stout



























