جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stout
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
stoutest
شکل تفضیلی
stouter
درجهپذیر
مثالها
Despite his best efforts to lose weight, he remained stout and struggled to fit into his clothes.
علیرغم بهترین تلاشهایش برای کاهش وزن، او چاق باقی ماند و برای جا شدن در لباسهایش تقلا کرد.
02
مستحکم, قوی
reliably strong, solid, or dependable
مثالها
The boots are stout enough for rugged terrain.
چکمهها به اندازهی کافی مستحکم برای زمینهای ناهموار هستند.
03
قوی (از نظر فیزیکی)
physically strong and tough, able to endure hard work or harsh conditions
مثالها
Mountain guides need stout legs to climb steep trails daily.
راهنمایان کوهستان به پاهای محکم نیاز دارند تا روزانه مسیرهای شیبدار را بالا بروند.
Stout
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
stouts
مثالها
Guinness is a well-known Irish stout.
گینس یک استاوت معروف ایرلندی است.
02
سایز بزرگ, سایز برای افراد سنگین
a clothing size intended for a large or heavy person
مثالها
The store stocks jackets in tall, regular, and stout.
فروشگاه کتها را در سایزهای بلند، معمولی و درشت موجود دارد.
درخت واژگانی
stoutly
stoutness
stout



























