جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
shiny
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
shiniest
شکل تفضیلی
shinier
درجهپذیر
مثالها
Her hair was shiny and lustrous after using a conditioning treatment.
موهایش پس از استفاده از درمان نرم کننده براق و درخشان بود.
درخت واژگانی
shininess
shiny
shine



























