جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کارگران ساختمانی به دقت تیر فولادی را به جای خود بلند کردند و آن را به اسکلت ساختمان محکم کردند.
لبخند پهن
او با پرتویی از شادی ناب به او سلام کرد.
پرتو, اتصال
نتهای هشتم با یک تیر واحد به هم متصل شده بودند.
پرتو, تیر
خلبان پرتو فرود را تا باند پرواز دنبال کرد.
پرتو, تیر
فانوس دریایی یک پرتو درخشان فرستاد که کشتیها را به سلامت به ساحل هدایت کرد.
پرتو, تیر
یک پرتو از پرتوهای ایکس از نمونه عبور کرد.
تیر, تیر تعادل
در طول تمرین، او بر روی کامل کردن تعادل و دقت خود روی تخته تمرکز کرد.
عرض, عرض کشتی
قایقهای نجات در امتداد لبه کشتی ذخیره شده بودند.
عرض, عرض کشتی
کشتی عرض 12 متر دارد.
تا بناگوش لبخند زدن
دختر کوچک با خوشحالی درخشید وقتی هدیه تولدش را باز کرد.
با شادی خندیدن
او از دیدن دخترش که دیپلمش را دریافت میکرد، از غرور میدرخشید.
تابیدن, درخشیدن
آفتاب صبحگاهی شروع به تابیدن از پنجرهها کرد.
امواج رادیویی یا تلویزیونی ارسال کردن
ایستگاه رادیویی سیگنال خود را در سراسر شهر پخش میکند، به شنوندگان دور و نزدیک میرسد.
درخت واژگانی



























