جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
secluded
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most secluded
شکل تفضیلی
more secluded
درجهپذیر
مثالها
They rented a secluded cabin in the mountains for their honeymoon.
آنها یک کلبه دورافتاده در کوهستان برای ماه عسلشان اجاره کردند.
02
دورافتاده, پنهان
hidden from general view or use
درخت واژگانی
secluded
seclude



























