جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rearward
01
به سمت عقب, جهت به سمت عقب
direction toward the rear
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
rearward
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
position, direction, space
مثالها
The rearward seats provided more privacy.
صندلیهای عقبی حریم خصوصی بیشتری فراهم کردند.
02
به سمت عقب, به طرف عقب
directed or moving toward the rear
LanGeek



























