جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to purloin
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
purloin
سومشخص مفرد
purloins
وجه وصفی حال
purloining
گذشته ساده
purloined
اسم مفعول
purloined
مثالها
He purloined a rare artifact from the museum during the chaos of the robbery.
او در آشفتگی سرقت، یک اثر نادر را از موزه دزدید.



























