جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Babe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
babes
مثالها
She rocked the babe gently to sleep in her arms.
او نوزاد را به آرامی در آغوشش تکان داد تا بخوابد.
درخت واژگانی
babelike
babe



























