جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Babe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
babes
مثالها
The new parents proudly showed off their adorable babe to friends and family.
پدر و مادر جدید با افتخار نوزاد دوستداشتنی خود را به دوستان و خانواده نشان دادند.
درخت واژگانی
babelike
babe



























