جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
overfamiliar
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most overfamiliar
شکل تفضیلی
more overfamiliar
درجهپذیر
مثالها
She found his overfamiliar tone inappropriate for a professional setting.
او لحن بیش از حد خودمانی او را برای یک محیط حرفهای نامناسب یافت.
درخت واژگانی
overfamiliar
familiar



























