جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to outlive
01
بیشتر از دیگری زندگی کردن, زنده ماندن بعد از
to live for a longer period than another individual
Transitive: to outlive sb/sth
مثالها
The old man hoped to outlive his peers to see the next generation grow up.
مرد پیر امیدوار بود که از همسالان خود بیشتر زندگی کند تا رشد نسل بعدی را ببیند.
02
بیش از عمر مورد انتظار دوام آوردن, فراتر از یک دوره خاص یا عمر مورد انتظار باقی ماندن
to remain functional beyond a certain period or expected lifespan
Transitive: to outlive a period of time
مثالها
The building outlived its original purpose and was repurposed for modern use.
ساختمان فراتر از هدف اولیه خود عمر کرد و برای استفاده مدرن بازسازی شد.
مثالها
The survivors outlived the hardships of the disaster and rebuilt their lives from scratch.
بازماندگان از سختیهای فاجعه جان سالم به در بردند و زندگی خود را از نو ساختند.
درخت واژگانی
outlive
out
live



























