جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
one-time
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
time, history, status
مثالها
The onetime headquarters of the company is now a museum.
دفتر مرکزی سابق شرکت اکنون یک موزه است.
LanGeek
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دفتر مرکزی سابق شرکت اکنون یک موزه است.
LanGeek