جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nice
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
nicest
شکل تفضیلی
nicer
درجهپذیر
مثالها
She bought a nice jacket made of high-quality leather.
او یک ژاکت خوشگل از چرم با کیفیت بالا خرید.
02
مهربان, خوشاخلاق
(of a person) having a polite and kind nature
مثالها
He seems like a nice young man.
به نظر میرسد او یک مرد جوان خوشاخلاق است.
مثالها
The surgeon performed a nice operation, ensuring minimal scarring.
جراح یک عمل خوب انجام داد، که باعث ایجاد حداقل زخم شد.
مثالها
There 's a nice blend of flavors in this dish, not overpowering but harmonious.
در این غذا ترکیب خوشایندی از طعمها وجود دارد، نه خفهکننده بلکه هماهنگ.
05
خوب, عالی
used to express disapproval or indicate something was poorly done
مثالها
Nice work on the project, it's full of mistakes.
کار خوبی روی پروژه انجام شده، پر از اشتباه است.
nice
اطلاعات دستوری
مثالها
The children behaved nice during the ceremony.
بچهها در طول مراسم خوب رفتار کردند.
درخت واژگانی
nicely
niceness
overnice
nice



























