جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
acceptable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most acceptable
شکل تفضیلی
more acceptable
درجهپذیر
مثالها
The quality of the report was acceptable, but it could be improved.
کیفیت گزارش قابل قبول بود، اما میتوانست بهبود یابد.
مثالها
It is considered acceptable to tip service workers in many countries as a sign of appreciation for good service.
در بسیاری از کشورها، دادن انعام به کارکنان خدمات به عنوان نشانهای از قدردانی برای خدمات خوب، قابل قبول در نظر گرفته میشود.
درخت واژگانی
acceptability
acceptableness
acceptably
acceptable
accept



























