*کتانجک
کلپی,سگ گله استرالیایی با گوشهای نوکتیز
کماری,یک بازی سنتی ژاپنی با توپ که در آن بازیکنان سعی میکنند یک توپ کوچک را در هوا نگه دارند با ضربه زدن به آن بدون اینکه اجازه دهند به زمین بخورد
دانش,درک • دانستن,فهمیدن
جلوه کن برنز
عروسک کن,مجسمه کن
یک کنداما,یک اسباب بازی مهارتی سنتی ژاپنی
کندو,یک هنر رزمی ژاپنی که بر شمشیربازی با شمشیرهای بامبو و زره محافظ تمرکز دارد
کندوگی,لباس سنتی ژاپنی که در تمرین و مسابقات کندو پوشیده میشود
تمرین کننده کندو,کندوکا
محل نگهداری سگها • در لانه سگ گذاشتن,در پناهگاه سگ قرار دادن
کنو,لاتاری
ایالتی در شرق مرکزی ایالات متحده؛ یک ایالت مرزی در طول جنگ داخلی آمریکا؛ مشهور برای پرورش اسبهای مسابقه,کنتاکی
کنیا
کنیایی,اهل کنیا • کنیایی
*چندوجهی کپلر–پوآنسو
سبز-فیروزهای
کراتینوسیت,سلول تولیدکننده کراتین
پوست مرغی
جدول (کنار خیابان، اتوبان و غیره)
دستمال سر یا گردن
*کبوتر نیوزیلندی
خرس روان
هسته,جوهر
نفت سفید,کروزن
کری هیل، نژادی از گوسفند که به نام منطقه کری هیل در ولز نامگذاری شده است، معروف به پشم سفید متمایز و نشانههای خاص خود، با یک لکه سیاه یا قهوهای در هر گوش و دور چشمها.,گوسفند کری هیل، یک نژاد ولزی که به نام منطقه کری هیل نامگذاری شده است، قابل تشخیص توسط پشم سفید و نشانههای منحصر به فرد آن، از جمله لکههای سیاه یا قهوهای روی گوشها و دور چشمها.
دلیجه (پرندهشناسی)
کتامین
سس کچاپ
کتوژنیک,مربوط به کتوزیس
کتون
کتری
وزنه برداری با کتل بل,بلند کردن کتل بل
تیمپانی
یک کوین,یک تیپ کوین
کولار,مادهای قوی و سبک ساخته شده از الیاف مصنوعی، اغلب در تجهیزات محافظتی مانند جلیقههای ضد گلوله، کلاهخود و تایرها به دلیل مقاومت بالا در برابر ضربه استفاده میشود
کلید • کلیدی • شناسایی,طبقهبندی
زنجیر کلید,کلیدگیر
دستگاه کنترل از راه دور کلید,کلید کنترل از راه دور
مسئول تجهیزات فیلمبرداری
از طریق صفحهکلید وارد کردن
نور اصلی
*لیمو کی • لیمو ترشی
جاکلیدی
سرکلید (موسیقی)
صفحه کلید
*هووزناسپیل
نوازنده کیبورد,بازیگر کیبورد
جنگجوی صفحه کلید,جنگجوی کیبورد
نوازنده کیبورد
کلید کارتی
عصبی,مضطرب
اره تیغهباریک
جراحی کم تهاجمی,جراحی سوراخ کلید
بدون کلید,نیاز به کلید فیزیکی ندارد
صفحهشماره
سنگتاج (معماری)
گونه کلیدی,گونه سنگ بنایی
کیلوگرم,کیلو
خاچاپوری
خاکی (رنگ)
شلوار خاکی
رقص خلیجی
ران خوک و برنج تایلندی
میگوپلو تایلندی
بریانی مرغ تایلندی
کته تایلندی
برنج سرخشده تایلندی
نودل تایلندی با شیرنارگیل
شیربرنج
*کیچدی (خوراک هندی)
رقص سنتی آشوری
دلمه گوشت
زبانهای خویسان
خوراک گوشت ارمنی
*خر تبتی
کبه
لگد زدن • خود را مقصر دانستن • لگدزدن
در مورد چیزی بحث کردن
گوشمالی دادن
به طور ناگهانی به عقب رانده شدن
سطل پایی استیل
محکم لگد زدن
پاها را دراز کردن و لم دادن
به زور چیزی را باز کردن
ضد حال
شروع کردن,آغاز کردن
کسی را اخراج کردن
پد ضربه,زیرپای لگد
اسکوتر پایی,اسکوتر ضربه ای
اسکی پایی,سورتمه پایکوبی
پرانرژی رقصیدن
ریغ رحمت را سر کشیدن
مشکل را به تعویق انداختن