حفظ برتری,پیشرو باقی ماندن
از یک حیوان نگهداری و مراقبت کردن
حواسش به کسی یا چیزی بودن
روی کاری تمرکز کردن
فاصله خود را حفظ کردن
دور نگه داشتن • بازی نگهداری,نگه داشتن توپ
احساسات خود را سرکوب کردن
بخورونمیر زندگی کردن
آرام ماندن
دست خود را رو نکردن
روحیه خود را نباختن
چیزی را پنهان نگه داشتن
مانع افزایش شدن
گوش به زنگ بودن
چشم از کسی/چیزی برداشتن
چشم و گوش خود را باز نگه داشتن
جلوگیری کردن
(بیوقفه) ادامه دادن
دستگرمی کردن
خونسردی خود را حفظ کردن
سرپا ماندن
بیسروصدا کنار ماندن
عواطف یا احساسات خود را سرکوب کردن
به خاطر سپردن
موضوع را بزرگ نکردن
سلامت جسمی داشتن
با کسی در ارتباط ماندن
رو فرم ماندن
برای سوء استفاده از کسی با او در رابطه ماندن
همینطور ادامه دادن
سکوت کردن,حرفی نزدن
خود را از دردسر دور نگه داشتن
بکوب کار کردن
از ورود به مکانی خودداری کردن
به انجام کاری ادامه دادن
پافشاری کردن,سرزنش کردن
همهچیز را زیر نظر داشتن
گزینهها یا انتخابهای خود را باز نگه داشتن
از ورود کسی به مکانی ممانعت کردن
دور نگه داشتن
فکرش را پیش خود نگه داشتن
با کسی یا چیزی همگام شدن
در جریان گذاشتن
صدای چیزی را درنیاوردن
دم نزدن
امتیازات یا نتایج یک بازی را پیگیری کردن
حفظ هماهنگی قدمها یا ریتم
کسی یا چیزی را تحت نظر داشتن
خرج زندگی را جور کردن
نان شب را درآوردن
چیزی را با دیگران در میان نگذاشتن • از مسیر منحرف نشدن
از بحث خارج نشدن
آمار کسی یا چیزی را داشتن
راز را پیش خود نگه داشتن
محرمانه نگه داشتن
به طور مداوم ادامه دادن
حفظ ظاهر کردن
چشموهمچشمی کردن
حواس جمع بودن
تناسب اندام
نگهبان,حافظ
نگهداری,مسئولیت نگهبان
یادگار
کفالوتییری,یک پنیر سخت سنتی یونانی و قبرسی
چفیه
کفیر
بشکه,کگ
مهمانی آبجو,پاتی با بشکه
کپل,عقب
سبز کلی