جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raconter
01
تعریف کردن, گفتن
dire ou narrer un événement, une histoire ou une expérience
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
raconte
اولشخص جمع
racontons
اولشخص زمان آینده
raconterai
وجه وصفی حال
racontant
اسم مفعول
raconté
اولشخص جمع زمان ناقص
racontions
مثالها
Il aime raconter ses voyages à ses amis.
او دوست دارد سفرهایش را برای دوستانش تعریف کند.



























