جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'imperfection
01
کم و کاستی
défaut qui fait qu'une chose n'est pas parfaite
مثالها
Cette théorie contient une imperfection.
این نظریه حاوی یک نقص است.
02
نقص, عیب
petite marque visible sur la peau
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
imperfections
مثالها
Elle veut cacher ses imperfections.
او میخواهد نقصهای خود را پنهان کند.
درخت واژگانی
imperfection
perfection
perfect



























