جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
engueuler
01
فحش دادن, بد و بیراه گفتن
se disputer en criant et en s'insultant
مثالها
Elle s' est engueulée avec son frère à propos de la voiture.
او با برادرش درباره ماشین دعوا کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فحش دادن, بد و بیراه گفتن