جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
embarrassé
01
ناراحت, معذب
se sentir gêné ou confus à cause d'une situation
مثالها
Elle se sentait embarrassée devant toute la classe.
او در مقابل کل کلاس احساس خجالت میکرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ناراحت, معذب