جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
couvrir
01
پوشاندن, لباس پوشاندن
mettre quelque chose sur une surface pour la protéger ou la cacher
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
couvre
اولشخص جمع
couvrons
اولشخص زمان آینده
couvrirai
وجه وصفی حال
couvrant
اسم مفعول
couvert
اولشخص جمع زمان ناقص
couvrions
مثالها
Il couvre la table avec une nappe.
او میز را با یک رومیزی میپوشاند.
02
پوشش دادن, پرداختن (به موضوعی)
parler ou écrire sur un sujet dans les médias
مثالها
Elle couvre l' actualité politique à la télévision.
او اخبار سیاسی را در تلویزیون پوشش میدهد.
03
ابری شدن (هوا), پوشیده شدن (هوا با ابر)
devient couvert de nuages
مثالها
Il se couvre rapidement en fin d' après-midi.
در اواخر بعد از ظهر به سرعت پوشیده میشود.
04
تحت پوشش قرار دادن, تحت پوشش بیمه بودن
remplir ou dépasser une certaine quantité
مثالها
Son salaire couvre toutes ses dépenses.
حقوق او تمام هزینههایش را پوشش میدهد.
05
خود را پوشاندن
se protéger soi-même avec quelque chose
مثالها
Elle se couvre avec un manteau chaud.
او خود را میپوشاند با یک کت گرم.



























