جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La coutume
[gender: feminine]
01
رسم, رسم و رسوم، سنت
pratique traditionnelle propre à une communauté
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
coutumes
مثالها
La coutume veut qu' on offre des fleurs.
عادت حکم میکند که گل هدیه دهیم.



























