جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cohabiter
01
با هم زندگی کردن, با هم بودن
vivre ensemble dans le même logement sans être mariés forcément
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
cohabite
اولشخص جمع
cohabitons
اولشخص زمان آینده
cohabiterai
وجه وصفی حال
cohabitant
اسم مفعول
cohabité
اولشخص جمع زمان ناقص
cohabitions
مثالها
Ils cohabitent depuis deux ans.
آنها دو سال است که با هم زندگی میکنند.



























