جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bombarder
01
بمباران کردن, گلولهباران کردن
attaquer avec des bombes depuis l'air ou l'artillerie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
bombarde
اولشخص جمع
bombardons
اولشخص زمان آینده
bombarderai
اسم مفعول
bombardé
اولشخص جمع زمان ناقص
bombardions
مثالها
Les avions ont bombardé les positions adverses.
هواپیماها مواضع دشمن را بمباران کردند.
02
پرتاب کردن, پرت کردن
lancer ou projeter quelque chose avec force
مثالها
Il a bombardé ses amis de balles de neige.
او دوستانش را با گلولههای برفی بمباران کرد.



























