جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le bombardement
01
بمباران, گلولهباران
l'action de lancer des bombes sur un lieu ou une cible
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
bombardements
مثالها
Le bombardement de la ville a causé de nombreux dégâts.
بمباران شهر خسارات زیادی به بار آورد.



























