میلیمتر
هنرپیشه ادابازی
میموسا (کوکتل)
نازک
باریکی
لاغرتر شدن
مینگذاری کردن
کانه
معدنی
نابالغ • کوچکتر
نیمدامن
مینیسریال,سریال کوتاه
مدل • (از هر چیز) نسخه بسیار ریز
مینیاتوریست
معدنی
هنر کمینهگرا
کماهمیت جلوه دادن
وزارتی
وزیر
مینیون,وسیله نقلیه چندمنظوره
اقلیت
اقلیت
نیمهشب
کوچک
دقیقه
ساعت
بسیار دقیق
معجزه
آینه
(عمل) گذاشتن
بهروزرسانی
فوکوس,تنظیم وضوح
ذخیرهسازی بافر,ذخیرهسازی موقت
میزامپیلی (آرایشگری)
میزانسن
بینوا • فقیرانه
بدبختی
رسالت
مبلغ مذهبی
بید
غیر صمیمی
ترکیب کردن • مخلوطکن
مخلوط کن (دستگاه)
متحرک • موبایل
بسیج (شدن)
بسیج شدن
تحرک
کفش چرم اسپرت
کفش (چرم یا جیر) اسپرت
بی ریخت
چگونگی
مد
شکلدهی
مدل
شکل دادن
میانهروی
متعادل • میانهرو (فرد)
نوین
مدرن سازی
به روز کردن
تجدد
متواضع
تواضع
تغییر کردن
نوسان صدا
[ضمیر مفعولی اول شخص مفرد] • خود [ضمیر تاکیدی]
راهب
گنجشک
کمتر • منها • مانده به
ماه
خرمن
نیم
موهیتو
دندان آسیاب • (شیمی) وابسته به مول
مولکول
(آدم) بیحال • بیحال
عضله پشت ساق پا • (تخممرغ) نیمبند
جانور نرمتن
لحظه
(مال) من
پادشاهی
جهانی
جهانی سازی
پول
تک رنگ
تکانگاری
تکگویی
انحصار
مونوپولی,انحصار
مونوریل,قطار تک ریل
یکتاپرستی
تکسوراخی,پستاندار تخمگذار
آقا
مجری سیرک,گرداننده نمایش
هیولا
مهیب
(عمل) سرهم کردن
کوه
کوهستانی
مبلغ کلی