معلولیت
معلول
انضباط
منضبط کردن
انضباطی
گوی (هاکی)
دیسک فشرده,CD
صفحه وزنه
صفحه وینیل
درایو دیسک سخت
فریزبی
دیسکوگرافی,مجموعه کامل ضبطهای موسیقی
کلوپ شبانه
تبعیض
موردتبعیض قرار گرفته
تبعیضآمیز,ناعادلانه
عذرخواهی کردن
ببخشید
گذر (برای زمان)
جروبحث
بحث کردن
طراح
طراح صفحات وب
طراحی کردن
طراحی
طراحی داخلی
طراحی گرافیک
طراحی منسوجات
سخنرانی
لباس
لذت بردن
ناراحت
رنجش
اختلاف عقیده
مخالف
خوانشپریشی
خوانشپریش
در رفتن (استخوان)
کاهش
کم کردن
گرفتن (عکس یا فیلم)
گلوله
آبسردکن
مرتب کردن
دسترسی
طراحی
آماده
رقابت,مسابقه
تنگاتنگ (مسابقه)
رقابت کردن
مسافت
دور کردن
کاهش تنش,آرامش
تشخیص دادن
متفاوت
ویرانشهر
حواسپرت
تحویل
توزيع ثروت
توزیعکننده
توزیع کردن
حوزه انتخاباتی,ناحیه انتخاباتی
آشوب
محلول
دوراهی
ادرارآور (دارو) • داروی ادرارآور
فعال در روز
خواننده زن مشهور
تنوع
سرگرمی
متفاوت
بامزه
خوش گذراندن
تقسیم بر
تقسیم کردن
بخشپذیر
تقسیم
مطلقه
طلاق گرفتن
طلاق
آموزنده
دیجی
سجاف
دوبله
تصادف جزئی,برخورد سبک
دوبله کردن
تا کردن
بدلکار
دو جفت,جفت دوتایی
دوازده • دوازدهم (در تاریخ)
دوازده عدد
معلم • آموزشی
رامشدنی
پزشک
مدرک دکترا
دانشجوی دکتری
پیاچدی گرفتن
رهنامه