اخراج (از کار)
اخراج قانونی,اخراج موجه
اسراف کردن
اسراف
پرتحواس,غافل
آواره • پناهنده
آوارگی
حرکت کردن
از جا کندن
تنها,رها شده
بیبهره کردن (از رتبه، مقام و غیره)
غارت
حاکم مطلق
فریاد زدن با خشونت
اندک
نفرت داشتن
تحقیر
بیخیال
بعد • بعد
بعد از
بعد از اینکه
دیوانه
قابل توجه,برجسته
برجسته
تأکید کردن
تبعید کردن
تبعید
گیرنده (نامه، بسته و...)
مقصد
اخراج
پیچگوشتی
مهارت,چابکی
درآوردن دل و روده
شکسته
تخریب کردن
تخریب
خراب کردن
از پوسته جدا کردن (حبوبات)
اتاق زیرشیروانی
غش
آشکار کردن,فاش کردن
اشکال
گستاخی
جاده فرعی
کمالگرا
شناسایی
کارآگاه
کارآگاه خصوصی,تحقیقکننده خصوصی
آشکارساز دود
دروغ سنج,پلیگراف
آشکارساز فلز,دستگاه تشخیص فلز
توقیف
توقف کردن
دستگیر • بازداشتشده,زندانی
پاککننده
مخروبه
آسیب رساندن
تخریب
تصمیم
مشخص
شنیع
نفرت داشتن
چاشنی (مواد منفجره)
عقب
پشت,عقب
بدهی
بدهی حاکمیتی,بدهی دولتی
بدهکار
ویرانگر
ویران کردن
ستایش
عودت
پس دادن
با ولع خوردن
روز
(روز) شکرگزاری
روز شخصی,روز برای امور شخصی
روز بازی در فضای باز,روز فعالیتهای مدرسه در طبیعت
روز تعطیل
روز استقلال,جشن استقلال
روز مادر
روز ولنتاین
روز معصومان,روز معصومان (مشابه روز اول آوریل)
روز مردگان
روز پادشاهان,عید غسل تعمید
روز همه مقدسان,عید همه مقدسان
روز تماشاچی
روز پدر
روز تعطیل,روز عید
روز کاری
روز شخصی,روز مرخصی شخصی
روز مرخصی استعلاجی,روز بیماری
دیابت
نیمتاج
دیافراگم
تشخیص دادن
تشخیص (پزشکی)
قطر (هندسه)
گویش