جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
devolver
01
پس دادن, مرجوع کردن
regresar algo a la persona o lugar de donde vino
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
devuelvo
سومشخص مفرد
devuelve
وجه وصفی حال
devolviendo
گذشته ساده
devolví
اسم مفعول
devuelto
مثالها
Ella devolvió la camiseta porque no le quedó bien.
او تیشرت را برگرداند چون به خوبی به او اندازه نبود.
02
بازگرداندن, پاس برگشتی
pasar o golpear el balón de vuelta al campo contrario
مثالها
El jugador devolvió el centro al otro lado del campo.
بازیکن پاس را برگرداند به سمت دیگر زمین.



























