جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Heartland
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
heartlands
مثالها
The festival celebrates traditions unique to the heartland of the region.
جشنواره سنتهای منحصر به فرد در قلب منطقه را جشن میگیرد.
درخت واژگانی
heartland
heart
land



























