جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hand-pick
01
به دقت انتخاب کردن, شخصا انتخاب کردن
to personally choose someone or something with care and attention
Transitive: to hand-pick sb/sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
hand-pick
سومشخص مفرد
hand-picks
وجه وصفی حال
hand-picking
گذشته ساده
hand-picked
اسم مفعول
hand-picked
مثالها
The manager hand-picked the team members for their specific skills and experience.
مدیر اعضای تیم را به دلیل مهارتها و تجربیات خاصشان به دقت انتخاب کرد.



























