جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gravelly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most gravelly
شکل تفضیلی
more gravelly
درجهپذیر
مثالها
After shouting at the concert, her gravelly voice made her sound as if she had aged ten years overnight.
بعد از فریاد زدن در کنسرت، صدای خشن او باعث شد که انگار ده سال در یک شب پیر شده است.
02
سنگی, شن دار
abounding in small stones
درخت واژگانی
gravelly
gravel



























